شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۴۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جایی ‌که بود پیش بری پیش نبردنمفت تو اگر پیش بری بیش نبردن
۲
تا چند توان زیست به افسون رعونتمکروهتر از سجده‌ به هر کیش نبردن
۳
ای شیخ تو درکشمکشی ورنه بهشتی استاز شانه قیامت به سر ریش نبردن
۴
انبوهی مو نسبت تنزیه نداردحکم‌ست به فردوس بز و میش نبردن
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth