شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۴۴۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در این محفل ندارد یمن راحت چشم واکردنپریشانی‌ست مشت خاک را سر بر هوا کردن
۲
اگر یک سجده احرام نماز نیستی بندیقضای هر دو عالم می‌توان یکجا ادا کردن
۳
مشو مغرور بنیادی که پروازست تعمیرشز غفلت چند خواهی تکیه بر بال هما کردن
۴
بساط چیدهٔ صبح از نفس هم می‌خورد بر همندارد آنقدر اجزای ما را توتیا کردن
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth