شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۴۵۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر به خون مشتاقان تیغ او کشد گردنتا قیامت از سرها جای مو دمد گردن
۲
موجها نفس دزدید تا گهر به عرض آمدکرده‌ام سری تعمیر از شکست صد گردن
۳
حرص افسر آرایی سر به سنگ می‌کوبدسجده مفت راحتها گرکند مدد گردن
۴
هر چه دارد این مزرع برگ و ساز تسلیم استتخم می‌دماند سر ریشه می‌دود گردن
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلن مفاعیلن فاعلن مفاعیلن (مقتضب مثمن مطوی مقطوع)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth