شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۴۵۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دمی ز عبرت اگر خم‌ کند حیا گردنسر غرور نبندد به دوش ما گردن
۲
ز سر خیال رعونت برآر و ایمن باشرگی‌ست آنکه ز تن می‌کند جدا گردن
۳
ز خود نمایی طاقت نمی‌توان برخاستبه‌حکم خجلت اگر بشکند عصاگردن
۴
چه ممکن‌ست‌ که ظالم رسد به اوجِ کمالمگرکشیدن دارش کند رسا گردن
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth