خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۴۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نسزد زجوهرفطرتت به جنون شبهه وشک زدنچو نفس جریدهٔ ماو من به هوس نوشتن و حک زدن
۲
به بساط جرعهکشان تو، غم نقل و بادهکه میکشدکه توان ز حرف تبسمت بههزار پسته نمک زدن
۳
چه ظهورگرد سپاه تو چه خفا تغافل جاه توبهگشاد و بست نگاه تو در راز ملک و ملک زدن
۴
به جهان رنگ فنا اثر غم امتحان دگر مبربر محرمان ستم است اگر زرگل رسد به محک زدن
صفحهٔ ۱ از ۳