خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۴۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه بود سر و کار غلط سبقان در علم و عمل به فسانه زدنز غرور دلایل بیخردی همه تیر خطا به نشانه زدن
۲
تب و تاب قیامت و غلغل آن به حیا رها کن و قصه مخوانحذر از نفسی که در اهل زمان رسد آتش دل به زبانه زدن
۳
ز مزاج جهان غرور نفس غلط است نشاندن جوش هوسکه ز مزرع فتنه نمو نبرد سر و گردن خوشه و دانه زدن
۴
همه گر تک و تاز جنون طلبی کشدت به وصول بساط غناچو طبیعت موج گهر نسزد ز محیط ادب به کرانه زدن
صفحهٔ ۱ از ۳