خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۵۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هویی کشید کلک قیامت صریر منصد نیستان گداخت گره در صفیر من
۲
خاک زمین فقر گلستان دیگر استزان چشم بلبلی که دمید از حصیر من
۳
هر جا عیار اول و آخرگرفتهاندخطیست از قلمرو کلک دبیر من
۴
چون نقطهام نشاند به صد عرش امتیازجز پشت ناخنی که ندارد سریر من
صفحهٔ ۱ از ۴