شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۵۲۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تب و تاب اشک چکیده‌ام‌که رسد به معنی راز منزشکست شیشهٔ دل مگر شنوی حدیث‌گداز من
۲
سر وکار جوهر حیرتم به‌کدام آینه می‌کشدکه غبار عالم بستگی زده حلقه بر در باز من
۳
سخنی ز پرده شنیده‌ام به حضور دل نرسیده‌امچه نمایم آنچه ندیده‌ام تو بپرس از آینه ساز من
۴
عرق جبین خجالتم ‌که چو شمع در بر انجمنننهفت عیب‌کفی تهی سر آستین دراز من
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: متفاعلن متفاعلن متفاعلن متفاعلن
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth