خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۵۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حیرت آهنگم که میفهمد زبان راز منگوش بر آیینه نه تا بشنوی آواز من
۲
نالهها در سینه از ضبط نفس خون کردهامآشیان لبریز نومیدیست از پرواز من
۳
حسن اظهار حقیقت پر نزاکت جلوه بودتا به بزم آیم زخلوت سوخت رنگ ناز من
۴
لفظ شد از خودفروشی معنی بیرنگیامنیست غیر از من کسی چون بوی گل غماز من
صفحهٔ ۱ از ۳