خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۵۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بههر جا پرتو حسنت برافروزد چراغ منسیاهی افکند در خانهٔ خورشید داغ من
۲
به بو یی زپن بهارم وا نشد آغوش استغناعیار شرمگیرید از تریهای دماغ من
۳
به رنگ نشئهٔ می رفتهام زین انجمن اماهمان خمیازه نقش پاست در یاران سراغ من
۴
حباب اینجا عرق تا چند برروی هوا مالدپری را از نگونی منفعل دارد ایاغ من
صفحهٔ ۱ از ۳