خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۵۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دهر، توفان دارد از طبع جنون پیمای منقلقلی دزدیده است این بحر از مینای من
۲
نیست خالی یک کف خاک از غبار وحشتمچون نفس میجوشد از هر دل تپیدنهای من
۳
غنچه را جز شوخی رنگ آفتی دربار نیستخودنمایی میدهد آخر به باد اجزای من
۴
هر نفس کز دل کشیدم خامشی افشاند بالمیزند موج از زبان ماهیان دریای من
صفحهٔ ۱ از ۳