خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۵۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
انفعال باطن خاموش دارد بوی خونریزش صهباست هر جا شیشه میگردد نگون
۲
کاملان در خاکساری قدر پیدا میکنندچون عیار رنگ زر کز خام میگردد فزون
۳
ایمنی از طینت ناراست نتوان داشت چشمرفته گیرید اعتماد از خانههای بیستون
۴
با مراد نیک و بد یکسان نمیگردد فلکاین خم نیلی که دیدی رنگها دارد جنون
صفحهٔ ۱ از ۳