شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۵۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ببینم تاکی‌ام آرَد جنون زین دامگه بیرونپَری افشانده‌ام در رنگ یعنی می‌تپم در خون
۲
بقدرِ هستی از بی‌اختیاری ساختم امابه ذوق دانه و آب از قفس نتوان شدن ممنون
۳
جنون عالم از گرد سحر بی‌پرده است اینجابقدرِ داغِ اختر پنبه سامان می‌کند گردون
۴
تو و من عالمی را از حقیقت بیخبر داردزمانی‌ گر نفس دزدی عبارت نیست جز مضمون
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth