خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۵۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر ز بزم، آن بت ساقی لقب آید بیرونشیشهها جام بهکف تا حلب آید بیرون
۲
تا به چشمش نگرم دیده شود ساغر میچون برم نام لبش گل زلب آید بیرون
۳
گر زند بال هوا داری مست نگهشتا ابد مروحه برگ عنب آید بیرون
۴
ننگ غیرتکدهٔ عشق به عرض آمدهایمهمچو تبخال که از جوش تب آید بیرون
صفحهٔ ۱ از ۳