خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۵۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شکست حادثه بر ما نیافت دست کمیننرفت دامن عریان تنی به غارت چین
۲
صفای دل نکشد خجلت گرانی جسمبهآبِ آینه ، مشکل نمد شود سنگین
۳
کدام ذره که خورشید نیست در بغلشهزار آینه دارد حقیقت خود بین
۴
مباش بیخبر از مغز استخوان قلمغبار کوچهٔ فکر است معنی رنگین
صفحهٔ ۱ از ۳