شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۵۶۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نیست ممکن واژگونیهای طالع بیش ازینسرنوشت ماست نام دیگران ‌همچون نگین
۲
یار در آغوش و ما را از جدایی چاره نیستجلوه در کار و ندیدن‌، جای حیرانی‌ست این
۳
از رگ هر برگ‌گل پیداست مضمون بهاراین چمن درکار دارد دیدهٔ باریک بین
۴
جز عرق زان عارض رنگین ‌کسی را بهره نیستغیر شبنم خرمن این ‌گل ندارد خوشه چین
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth