شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۵۶۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سر طره‌ای به هوا فشان ختنی ز مشک‌تر آفرینمژه‌ای بر آینه بازکن‌گل عالمی دگر آفرین
۲
ز سحاب این چمنم مگو بگذر ز عشوهٔ رنگ و بوبه تو التماسی‌گریه‌ام دو سه خنده‌گل به سر آفرین
۳
سر زلف عربده شانه‌کن نگهی به فتنه فسانه‌کنروش جنون بهانه‌کن زغبار من سحر آفرین
۴
ز حضور عشرت بیش وکم نه بهشت خواهم و نی ارمبه خیال داغ تو قانعم تو برای من جگرآفرین
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: متفاعلن متفاعلن متفاعلن متفاعلن
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth