شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۵۸۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای بسمل طلب پی خون چکیده روچون اشک هر قدر روی از خود دویده رو
۲
فرصت در این‌ بهار پر افشان وحشت استهمچون نگه به هر گل و خاری رسیده رو
۳
تا چند هرزه از در هر کوچه تاختنیک قطره خون شو و ز گلوی بریده رو
۴
امروزت از امل پی فردا گرفته استای غافل از غزل به خیال قصیده رو
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth