خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۵۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بس که یادِ قامتت بر باد داد اجزای سرونالهٔ قمری شد آخر قدکشیدنهای سرو
۲
چیدنِ دامن درین گلشن گلِ آزادگی استکیست تا فهمد زبانِ عافیت ایمای سرو؟
۳
مطلبِ آزادگیها پُربلند افتادهاستعالمی خَم شد به فکرِ بارِ ناپیدای سرو
۴
باغبانان قدرِ آزادی ندانستند حیفناله بایستی درین گلشن نشاندن جای سرو
صفحهٔ ۱ از ۳