خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۵۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای پرفشان گرد نفس چندی شرار سنگ شوناقدردان راحتی بر خود زبان ننگ شو
۲
جولان چه دارد در نظر غیر از تلاش درد سریک ره پس زانوی خم بنشین و عذر لنگ شو
۳
فریاد کوس و کرنا میگویدت کای بیحیازبن دنگدنگ روز و شب گر کر نگشتی دنگ شو
۴
همت نمیچیند غنا بر عشوهٔ پا در هواچون صبح گرد رفتهای گو یک دو دم اورنگ شو
صفحهٔ ۱ از ۳