خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۵۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نامنفعلی گریه کن و چون مژه تر شوخشک است جبین یکدو عرق آینهگر شو
۲
حیف است رعونت دمد از جوهر ذاتتگر تیغ کنندت تو چو آیینه سپر شو
۳
جبیی که نداری نفسی نذر جنون کنگر شب دمد از محفل امکان تو سحر شو
۴
تسلیم ز احباب تغافل نپسنددگر نیست ادب سر به زمین دست به سر شو
صفحهٔ ۱ از ۳