شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۶۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در شکنج عزتند ارباب جاهآب‌گوهر بر نمی‌آید ز چاه
۲
نخوت شاهی دهان اژدهاستشمع را در می‌کشد آخرکلاه
۳
عمرها شد می‌تپد بی‌روی دوستچون رگ یاقوت در خونم نگاه
۴
در خیالش محو شد آثار مناین‌کتان را شست آخر نور ماه
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth