خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۶۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به غبار این بیابان نه نشان پا نشستهبه بساط ناتوانی همه نقش ما نشسته
۲
سر راه ناامیدی نه مقام انتظار استدل بینوا ندانم به چه مدعا نشسته
۳
ز هجوم رفتگانم سر و برگ عافیت کوکه صدای پا به گوشم چو هزار پا نشسته
۴
به چه دلخوشی نگریم ز چه خرمی نسوزمکه در انجمن چو شمعم ز همه جدا نشسته
صفحهٔ ۱ از ۳