شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۶۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
غبارم برنمی‌خیزد ازین صحرای خوابیدهاسیرم همچو جولان در طلسم پای خوابیده
۲
به غیر از نقش پا جایی ندارد جاده پیماییتو هم ته جرعه‌ای بردار ازین مینای خوابیده
۳
به یاد شام زلفت هر کجا چشمی به هم سودمرگ خواب پریشان‌ گشت مژگانهای خوابیده
۴
با این قامت قیامت نیست ممکن‌گردن افرازدبه مژگان تو یعنی فتنه‌ای بر پای خوابیده
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth