خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۶۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ندیدم در غبار و دود این صحرای خوابیدهبجز خواباندن مژگان ره پیدای خوابیده
۲
زمینگیری چه امکانست باشد مانع جهدمبه رنگ سایهام من هم جهان پیمای خوابیده
۳
اگر آسودگی میخواهی از طاقت تبرّا کنطریق عافیت در پیش دارد پای خوابیده
۴
جهان بیخودی یکرنگ دارد جهل و دانش راتفاوت نیست در بینا و نابینای خوابیده
صفحهٔ ۱ از ۳