شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۶۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کیسه پرداز خیال شادی و غم رفته‌ایچون نفس چندانکه می‌آیی فراهم رفته‌ای
۲
بیدماغی رخصت آگاهی خویشت ندادکز چه محفل آمدی و از چه عالم رفته‌ای
۳
خواه گردون جلوه‌گر شو خواه دریا موج زنهر چه باشی تا نهادی چشم برهم رفته‌ای
۴
با همه لاف من و ما رو نهفتی در کفندعویت بی‌پرده شد آخر که ملزم رفته‌ای
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth