خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۶۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
داد عجز ما ندهد سعی هیچ مشغلهایدسترنج کس نشود مزد پای آبلهای
۲
شب خیال آن نگهم گفت نکتهها که کنونصدفغان ادا نکند شکر سرمهسا کله ای
۳
غوطه در محیط زند تا حباب باده کشددر شکست ساغر دل خفته است حوصلهای
۴
محمل ثبات قدم دارد آب و دانه بهمشمع تا عدم نکند فکر زاد و راحلهای
صفحهٔ ۱ از ۳