شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۶۷۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عبث چون چشم قربانی وبال مرد و زن بردیورق‌گرداندی و روی سیاهی درکفن بردی
۲
به نور دل دو گامی هم درین وادی نپیمودیچراغی داشتی چون تیره شد از انجمن بردی
۳
حریفان را چراغ راه مقصد دستهٔ ‌گل شدتو داغ لاله‌ای با نیل سوسن زین چمن بردی
۴
صدایی پرفشان چون سایه اکنون زیرکوه آمدکه بر دوش سبکروحی گرانیهای تن بردی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth