شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۶۷۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر با پای سروی سعی آهم رهبری ‌کردیکف خاکسترم با بال قمری همسری ‌کردی
۲
ندادم عرض هستی ورنه با این ناتوانیهابه رنگ رشتهٔ شمعم نفس هم اژدری ‌کردی
۳
نشد اول چراغ عافیت در دیده‌ام روشنکه پیش از دود کردن آتشم خاکستری کردی
۴
دلی دارم که گر آیینه دیدی حیرت کارشهمان جوهر عرق از خجلت بی‌جوهری کردی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth