خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۶۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مکش رنج تأمل گر زیان خواهی و گر سودیدرنگ عالم فرصت نمیباشد کم از دودی
۲
جهان یکسر قماش کارگاه صبح میبافدندارد این کتان جز خاک حسرت تاری و پودی
۳
خیال آباد امکان غیر حیرت بر نمی داردبساط خودنماییها مچین بر بود و نابودی
۴
درین گلزار کم فرصت کدامین صبح و کو شبنمعرقها میشمارد خجلت انفاس معدودی
صفحهٔ ۱ از ۳