خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۶۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به جلوهٔ تو نگه را ز حیرت اظهاریببالد از مژه انگشتهای زنهاری
۲
چوگردباد اسیران حلقهٔ زلفتکشند محمل پرواز برگرفتاری
۳
نگه ز پردهٔ آن چشم ناتوان پیداستبه رنگ شخص اجل در لباس بیماری
۴
زبان خار ندانم چهگفت درگوششکه چشم از آبلهام برد سیل خونباری
صفحهٔ ۱ از ۳