شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۷۴۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بسکه بی روی تو خجلت‌ کرد خرمن زندگیبر حریفان مرگ دشوار است بر من زندگی
۲
با چنین دردی ‌که باید زیست دور از دوستانبه‌ که نپسندد قضا بر هیچ دشمن زندگی
۳
کاش در کنج عدم بی دردِ سر می‌سوختمهمچو شمعم‌ کرد راه مرگ روشن زندگی
۴
خجلت عشق و وفا، یأس و امید مدعاعالمی شد بار دل زین بار گردن زندگی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth