شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۷۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تبسم قابل چاکی نشد ناموس عریانیخجل کرد آخر از روی جنونم بی‌گریبانی
۲
چو بال و پر گشاید وحشت از ساز جنون منصدا عمریست در زنجیر تصویر است زندانی
۳
ندانم مشهد تیغ خیال کیست این‌گلشنکه شبنم‌کردگلها را نهان در چشم قربانی
۴
به راه او نخستین‌گام ما را سجده پیش آمدتو ای حسرت قدم می‌زن ‌که ما سودیم پیشانی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth