خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۷۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به عزم بسملم تیغ که دارد میل عریانیکه در خونم قیامت میکند ناز گل افشانی
۲
چه سازم در محبت با دل بیانفعال خودنیفتد هیچ کافر در طلسم ناپشیمانی
۳
در آن محفل که بود آیینهام گلچین دیدارشادب میخواست بندد چشم من نگذاشت حیرانی
۴
اگر هوشیست پرسیدن ندارد صورت حالمکه من چون نالهام صد پرده عریانتر ز عریانی
صفحهٔ ۱ از ۴