شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۷۷۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نمی‌گنجم به عالم بسکه از خود گشته‌ام فانیحبابم را لباس بحرتنگ آمد به عریانی
۲
ز بس ماندم چو چشم آینه پامال حیرانینگاهم آب شد در حسرت پرواز مژگانی
۳
نفس در سینه‌ام موجی‌ست از بحر پریشانینگه در دیده مدّ جادهٔ صحرای حیرانی
۴
به جولانت چه حیرت زد گره بر بال پروازمکه ‌گردم را تپیدن شد چراغ زیر دامانی
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth