شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۷۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نمی‌دانم ز گلزارش چه گل چیده‌ست حیرانیبه چشمم می‌کند موج پر طاووس مژگانی
۲
شوم محو فنا تا خاک آن ره بر سرم باشدمباد از سجده بینم آستانش زیر پیشانی
۳
طلسم وحشت صبحم مپرسید از ثبات مننفس هم خنده دارد بر رخم از سست پیمانی
۴
به جولان تو چون بوی گلم کو تاب خودداریکه از خود رفته باشم تا عنان رنگ گردانی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth