شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۷۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به خاک ناامیدی نیست چون من خفته در خونیزمین چاره تنگ و بر سر افتاده‌ست گردونی
۲
نه شورواجب است اینجا و نی هنگامهٔ ممکنهمین یک آمد ورفت نفس می‌خواند افسونی
۳
ز اوضاع سپهر و اعتباراتش یقینم شدکه شکل چتر بسته‌ست از بلندی موی مجنونی
۴
مشوران تا توانی خاک صحرای محبت رامباد از هم جدا سازی سرو زانوی محزونی
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth