شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۸۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ماییم و دلی سرورق بی سر و پاییچون آبله صحرایی و چون ناله هوایی
۲
از پردهٔ ناموسی افلاک کشیدیمننگی‌ که‌ کشد لاغری از تنگ قبایی
۳
گامی به ‌رهت نازده در خاک نشستیمچون اشک به این رنگ دمید آبله پایی
۴
جرأت هوس طاقت دوری نتوان بودزخم است همه ‌گر مژه واری‌ست جدایی
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth