شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۸۱۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عنانم گر نگیرد خاطر آیینه سیماییبه ‌قلب آسمانها می‌زنم از آه هیهایی
۲
ز سامان دو عالم آرزو مستغنی‌ام داردشبستان خط جام و حضور شمع و مینایی
۳
دمیدن گو نباشد آبیار ریشهٔ جهدمنهال داغ حرمان را زمینگیری است بالایی
۴
نیاز خاک راه ناامیدی بایدم کردندل خون‌گشته در دستی‌، سر فرسوده در پایی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth