خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۸۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سبکساریست هرگه در نظرها بیدرنگ آییبه این جرات مبادا چون شرر مینا به سنگ آیی
۲
به انداز تغافل نیم رخ هم عالمی داردچرا مستقبل مردم چو تصویر فرنگ آیی
۳
ز ما و من جهانی شیشه زد بر سنگ نومیدیدر قلقل مزن چندان که در پای ترنگ آیی
۴
همه گر جبن باشد از طریق صلح کل مگذرچو غیرت تا کجا با هر که پیش آیی به جنگ آیی
صفحهٔ ۱ از ۳