شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۸۲۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بهار آن دل ‌که خون ‌گردد به سودای ‌گل روییختن فکری‌ که بندد آشیان در حلقهٔ مویی
۲
سحر آهی‌ که جوشد با هوای سیر گلزاریگهر اشکی‌که غلتد در غبار حسرت‌ کویی
۳
ز پای مور تا بال مگس صد بار سنجیدمنشد بی اعتباریهای من سنگ ترازویی
۴
چو گل امشب به آن رنگ آبرو بر خویش می‌بالمکه پنداری به خاک پای او مالیده‌ام رویی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth