شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۳۷۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
برو ای غم خبری از دل آواره بیارآن چه در این سفر اندوخته یکباره بیار
۲
من ز داروی اجل چارهٔ دل یافته امای مسیح ار بودت بهتر ازین چاره، بیار
۳
ای اجل جان ندهد اهل وفا، سعی مکنیا برو رخصت از آن غمزهٔ خونخواره بیار
۴
آتش طور، بهشت است، چنین نیست حلالعشق اگر می طلبی رو دل صد پاره بیار
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth