شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۳۹۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کجاست نشتر مژگان دوست تا دل ریشهزار چرخ زند بی خودانه بر سر بیش
۲
تو هم ز بتکده آیی و طواف کعبه کنیاگر نقاب گشایم ز حسن طینت خویش
۳
همه ز عاقبت اندیش اند سرگردانمن این فریب نخوردم ز عقل دور اندیش
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth