خلوتی با عرفی
غزل شمارهٔ ۳۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ملک به سهو نویسد چو نامهٔ ستمشسزد که خون شهیدان تراود از قلمش
۲
کدام نامهٔ بیداد از او نوشته ملککه من به قطرهٔ اشکی نوشته ام رقمش
۳
چگونه جور به عنوان لطف بنویسداگر نبرده ملک پی به لذت ستمش
۴
مرا زیارت دیری به کفر شهرت دادکه می روند ملایک به طاعت صنمش
صفحهٔ ۱ از ۲