خلوتی با عرفی
غزل شمارهٔ ۴۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در دل شکنی آفت صرف است نگاهشطفلی که پدر می شکند طرف کلاهش
۲
طاعت بر دنیا چه تمتع برد از تختکز فرّ هما دور بود تارک شاهش
۳
ما لشکر عشقیم که تسخیر دو عالمچون آب فرو می چکد از تیغ سپاهش
۴
ره بر مه کنعان نکند خجلت بهتانتا رو به ره شکر کند محنت جاهش
صفحهٔ ۱ از ۲