شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۴۱۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
فصل بهار است و شُکر نسیم بهار فرضمی در پیاله واجب و گل در کنار فرض
۲
چندان اسیر شد دل وارستگان که گشتشکر کرشمه های تو بر روزگار فرض
۳
صیاد غمزهٔ تو چو زه بر بست بر کمانگردید عشقِ ناوکِ او بر شکار فرض
۴
از بس که قابلیت در عشق داشتمکردم عطای حسن تو بر کردگار فرض
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth