شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۴۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صنم می‌گوی و در بتخانه می‌رقصنوایی می‌زن و مستانه می‌رقص
۲
عجب ذوقی بود در رقص مستیتو نیز ای باده در پیمانه می‌رقص
۳
بر افشان دست بر ناموس و آنگهمیان محرم و بیگانه می‌رقص
۴
به جان با غیر جانان در میامیزبه تن با عاقل و فرزانه می‌رقص
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth