شعر را زندگی کن
خلوتی با نصرالله منشی

بخش ۱۲

باب الاسد و ابن آوی

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شگال جواب داد که:
۲
هر روز مرا سری و دستاری نیست
۳
این کرت خلاص یافتم، اما جهان از حاسد و بدگوی پاک نتوان کرد، و تا اقبال ملک بر من باقی است حسد یاران برقرار باشد. و بدین استماع که ملک سخن ساعیان را فرمود ملک را سهل الماخذ شمرند و هر روز تضریبی تازه رسانند و هرساعت ریبتی نو در میان آرند. و هر ملک که چربک ساعی فتنه انگیز را در گوش جای داد و بزرق و شعوذه نمام التفات نمود خدمت او جان بازی باشد و ازان احتراز نمودن فریضه گردد. و مثلی مشهور است که
۴
«خل سبیل من وهی سقاوه»
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth