خلوتی با قاآنی
غزل شمارهٔ ۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زین پس به کار ناید رطل و سبو مراساقی به خم می بنشان تا گلو مرا
۲
لخت جگر کباب کنم خون دل شرابکاین بد غرض ز امر کلوا و اشربوا مرا
۳
من هر چه باده نوش کنم نور جان شودنهی است بهر تجربه لاتسرفوا مرا
۴
یا می مده مرا ز سبو یا اگر دهیراهی ز خم می بگشا در سبو مرا
صفحهٔ ۱ از ۹