شعر را زندگی کن
خلوتی با قاآنی

غزل شمارهٔ ۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کنون که برگ و نوا نیست باغ و بستان رابساز برگ و نوای دی و زمستان را
۲
گلوی بلبله و راح ارغوانی گیربدل گل سحر و بلبل خوش الحان را
۳
چو آفتاب می و صبح روی ساقی هستچراغ و شمع چه حاجت بود شبستان را
۴
از آن فروخته گوهر که سوی نور جمالدلیل شد به شب تیره پور عمران را
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth